سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى
11
روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )
ساييده قاشققاشق بتدريج بدهند . اين را هم دادند . خيلى افاقه نمود . يعنى مردن را جواب گفت . شب خيلى تخفيف پيدا شد . صبح روز سهشنبه بيست و يكم به كلى قطع شد . روز سهشنبه از عرق گاو زبان و پاپىتال يك قاشق « 1 » چاىخورى صبح و يكى ظهر و يكى عصر با آبليمو تجويز نمود . . . « 2 » هم مىداد . حال وبايى كه كبودى چشم و ناخن و پا باشد درين نبود ، سواى قى « 3 » و اسهال . پاپىتال صحيح است كه مىكشد . يك نخودش آدم را مىكشد . بايد بتدريج داد . روز چهارشنبه آب ليمو و تمر و غيره شروع نمود . بالاخره ما هم روز چهارشنبه بيست و دويم به جهت همهمه و دسته كه شب حركت مىكرد و طغيان مرض در محلهء امامزاده يحيى و سر تخت فرار نموده بنده و حاجى آقا . . . « 4 » در بالاى كن مزرعهاى است اسمش وسك است . قنات آب خوبى دارد . در آنجا چادر زده فرداى آن روز آدم فرستاده شهر اهلوعيال را جملتان حمل به وسك داده . در كن و حصارك كه متصل به وسك است عجالتا مرض و با نيست ، تا بعدها چه شود . جمعه مجددا الاغها را به [ 12 ] شهر معاودت داده كه كاه و اسباب لوازم حمل نمايد . عمهء بزرگ با بالاخانم و بچههايش تشريف آوردند . روزها ناهار آبگوشت و بادنجان سرخ كرده و كدو و كشك بادنجان و غيره صرف مىشود و مرض و با در بيستم ماه ربيع الثانى در حصارك و كن شيوع پيدا كرده [ است ] و مىكشد و الحمد اللّه حال تحرير كه يوم پنجم شهر جمادى الاول است قدرى تخفيف پيدا كرده [ است ] و مرتفع خواهد شد . شب پنجم هوا ابر شد و قدرى باران باريد و صبح روز پنجم هوا بىاندازه خنك گشت و به بالاپوش زمستانى محتاج شده و به دوش گرفته و صبح هم باران آمده كه زمين تر شده و بعد از ظهر بنده با پتو خوابيدم و مطلوب بود . هوا خيلى خوب شده . در ماه سرطان تابستان و هوا به اين خوبى شاذ « 5 » [ و ] نادرست . انار و انجير نارس است و توت در درخت زياد ، و سيب به قاعده نرسيده و آلبالو در درخت فراوان است .
--> ( 1 ) . اصل : قاق . ( 2 ) . يك كلمه ناخوانا . ( 3 ) . اصل : غى . ( 4 ) . يك كلمه ناخوانا . ( 5 ) . اصل : شاز .